اين خانه قشنگ است ولی خانه من نسیت
اين خانه قشنگ است ولی خانه من نيست دخترکم هلیا کاش به قدی بودی که می شد گفت .... می شد شنید .... از این نگفتن ها و نشنیدن ها دلم سخت گرفته کسی نیست که به گوش هایش اعتماد کنم کسی نیست نامه های من را بخواند برای تو می نویسم برای روزی که دیگر کودک نیستی برایت هر ماه يک نامه نوشته ام که درونش ... شادیهایم - غصه هایم - تجربه ها- درد دل ها جای گرفته است. شاید یکروز من نباشمو این نامه ها حرفهای نگفته من به تو باشد. ...
نویسنده :
زکیه رشیدیان
11:32







