هلیاهلیا، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

هلیا - الهه خورشید

اين خانه قشنگ است ولی خانه من نسیت

اين خانه قشنگ است ولی خانه من نيست دخترکم    هلیا   کاش به قدی بودی که می شد گفت .... می شد شنید .... از این نگفتن ها و نشنیدن ها دلم سخت گرفته کسی نیست که به گوش هایش اعتماد کنم کسی نیست نامه های من را بخواند برای تو می نویسم برای روزی که دیگر کودک نیستی برایت هر ماه يک نامه نوشته ام که درونش ... شادیهایم - غصه هایم - تجربه ها- درد دل ها جای گرفته است. شاید یکروز من نباشمو این نامه ها حرفهای نگفته من به تو باشد. ...
20 آذر 1391

آرزو کن

بيست سال بعد، بابت كارهايي كه نكرده اي بيشتر افسوس مي خوري تا بابت كارهايي كه كرده اي. بنابراين، روحيه تسليم پذيري را كنار بگذار، از حاشيه امنيت بيرون بيا، جستجو كن، بگرد، آرزو كن و كشف كن. مارک تواین  
1 مهر 1391

با همه شادی تو گاهی دلم تنگ است

*دلت که گرفته باشد صدای ترانه که هیچ ... با صدای دست فروش دوره گرد هم گریه میکنی.... .................. *يه وقتايي خودم رو بغل مي كنم و ميگم : غصه نخور ديوونه !! من كه باهاتم ....................... *دلم گاهي برای خودم تنگ می شود و برای خود می گریم گاه دلم برای خود می سوزد و دست نوازش برسر کودک يتيم دلم ميکشم. گاهی دلم دور از چشم خدا کمی کفر می گويدوزمانی دزدانه به دلی خيره مي شود. گاهی دلم محوترين لبخندها را می زند و اندکی بعد آرامتر از نگاهي می شکند. وقتی از همه می گريزم تنها ترين همنشين تنهاييهايم ميشود. ...
16 شهريور 1391